اعتقاد به يك منجى جهانى ، اختصاص به اسلام ندارد بلكه تمامى مذاهب جهان ، منتظر روزى هستند كه شخصيتى الهى ظهور نموده و كاخهاى بيداد زورمندان و زر اندوزان را ويران كند، بلكه بايد گفت : هر انسان آگاه و انديشمندى درمى يابد كه اين وضع نابهنجار كنونى جهان و اين مسير غيرطبيعى در زندگى بشر، از هيچ دوامى برخوردار نيست و بايد در انتظار مصلحى بود كه پا به عرصه رزم نهد و با توانى شگرف در برابر همه طاغوتهاى جهان ، با قامتى استوار بپا خيزد و آنان را از اريكه هاى قدرت ، به زير كشيده و زندگى را به راه درست خويش بازگرداند.
در ميان تمامى معتقدان به وجود نجاتبخشِ انسانهاى به زنجير كشيده شده ، دين اسلام بويژه ((مذهب شيعه ))، اهتمامى خاص براى اين مساءله قايل است و منجى جهان را حضرت مهدى عليه السّلام از سلاله پاك پيامبر مى داند؛ چرا كه جهان ، هرگز نمى تواند از امامى راستين ، خالى باشد، در نتيجه انسانها نيز موظفند كه از چنين رهبرى پيروى كنند. و البته پر واضح است چنين امامى جز با امامان شيعه - كه با على بن ابى طالب عليه السّلام جانشين به حق پيامبر شروع شده و با امام زمان ، مهدى موعود عليه السّلام خاتمه پيدا مى كند - تطبيق ندارد.
از اين رو، مؤ لف محترم در كتاب حاضر كوشش نموده تا با استنادز به روايات اسلامى ، اين حقيقت را به اثبات رساند كه تنها نجاتبخش ستمديدگان و برپا كننده عدل جهانى ، در كوتاه سخن ، پياده كننده مذهبِ به حق ؛ يعنى دين مبين اسلام ، همان ((مهدى موعود)) دوازدهمين امام مورد اعتقاد ما شيعيان است كه به فرمان خود پيامبر از سوى پروردگار حكيم ، تعيين شده است